موضوعات پربازدید

مسائل پسران
مسائل دختران
زندگی مشترک
جدیدترین ها
منتخب مدیر

جستجو در خانواده برتر با گوگل

دختر گیر افتاده در منجلاب رمان

  • 8:00
  • 341

سلام 

یک دختر ۱۷ ساله هستم 
من معتاد خوندن رمان شدم از حدودا ۱۱ سالگی شروع کردم و الآن تو منجلابش افتادم
به تازگی حدود دو سال هست که اکثرا یا می شه گفت همه رمان های که می خونم صحنه دار هست یعنی نباشه نمی خونم
اوضاعم خیلی بده می تونید حدس بزنید تاثیرات این مدل رمان ها و تو این سن وقتی آدم مجرده بخونه ...

از نگاه کنترل نشده تا تنهایی در خانه
واقعاً پشیمونم نمازم نمی خونم اما از اون دنیا می ترسم کنار این ها از آینده هم می ترسم از توقعاتی که تو ناخودآگاه ذهنم از خیلی وقته در حال رشد هست احساس گناه می کنم وقتی پیش عزیزانم ذهنم منحرف می شه
احساس گناه سر تا پام رو می گیره خیلی سعی می کنم کنترل کنم ذهنم رو اما خیلی سخته
لطفا شما که از من بزرگترید نظرتون رو بگید بگید چه کار کنم درست بشم خیلی بچه م واسه ذهن مریض

مطالب مرتبط :


(کل 5 توسط 1 نفر)

(11) دیدگاه ثبت شده

دیدگاهتان را بنویسید

کد امنیتی رفرش
Bidarbidar مهمان
1403/03/20
سلام
اگه اراده اش داری یکباره بزار کنار و وقت با یک کار دیگه پر کن .
اگه نداری زمان مطالعه ات کم کن و کم کم کتاب های رمان ساده بخون و بعدم کلا ترک کن .
البته فک کنم یکی دوسال دیگه از سرت بیفته .
و از طرفی اگه ذهن فعال داشته باشی و بعد یک مدت ذهنت ارضا نمی کنه و خود به خود ولش می کنی ( منظورم از ارضای ذهن اینکه اکثر رمان ها و یا فیلم ها یک خط داستانی دارند، که بعد از دیدن چند فیلم یا خوندن چند کتاب متوجه این خط داستانی میشه و دیگه برات جذاب نیست )
علی مهمان
1403/03/18
بهترین کار اینه از امروز شروع کنید روزی یک صفحه قران با معنی بخونید وقتی نمیگیره ولی بعد از مدتی راه درست زندگی رو پیدا میکنید زیرا قران درمان بیماری قلب هاست و قلب شما هم الان دچار بیماری حرص به لذت های منفی شده
رهگذر مهمان
1403/03/16
دوست عزیز، این نوع اعتیاد رو بنده هم داشتم البته من کتاب فیزیکی نمیخوندم، از تو گوشیم میخوندم... این عادت و وابستگی غلط برای مایی که مجردیم و قوه تخیل قوی داریم لذت بخشه ولی اصلا ترک کردنش سخت نیست... من خودم وقتی به قول شما معتادش شدم و وابستگی بهشون پیدا کرده بودم، گوشی مو یه مدت خاموش کردم و اوایلش برام سخت بود (کلاً ترک هر عادتی اولش سخته) اما بعد یه مدت دیگه از فکر و ذهنم افتاد... {{{دنبال معجزه نباش، دنبال راهکار های عجیب و غریب هم نباش که نیست! همین کاری که گفتم رو انجام بده. حالا من گوشی مو خاموش کردم و چند روز طرفش نرفتم، شما کتاب ها و... ات رو دور بنداز}}}
و اینکه عزیز شما الان توی سنی هستی که نیازهای عاطفی و... ات توی اوج فوران هستن. اگه یه مورد خوب برای ازدواج گیرت اومد این دست و اون دست نکن... فقط یه نکته دیگه هم بگم، شما به علت خوندن این رمان ها فانتزی ها و توقعات بیجای زیادی تو ذهنت شکل گرفته، سعی کن حتما محتواهای مربوط به فانتزی های ازدواج رو تو اینترنت ببینی تا یکم دیدگاهت متعادل تر بشه.
البته من معتقدم انقدر پسر درست و حسابی وجود داره که بتونن به بهترین و قشنگترین شکل نیازهاتونو بعد ازدواج رفع کنن، اما خب باید مهارت پیدا کردن شو داشته باشی که تو این زمینه هایی که گفتم آقای حسین مختاری رو پیشنهاد میکنم. هم درمورد فانتزی های ازدواج حرف زدن و هم راه های پیدا کردن یه هم‌مسیر درست و هم‌کفو رو گفتن.
*بازم تکرار میکنم الکی دنبال معجزه نباش، فقط ازشون دور شو! الان یکی بخواد مواد مخدر ترک کنه چیکار میکنه؟ میره کمپ تا از مواد دور باشه! یعنی محیط خودش رو کنترل و محدود میکنه تا دسترسی به اون عوامل اعتیادزا براش امکان نداشته باشه. بعد یه مدت هم که به نبود اون عوامل اعتیادزا عادت کرد دوباره برمیگرده به زندگی عادیش...
کارنامه مهمان
1403/03/16
شما جوانید و میتونید ترک کنید. ازین رمانها بیرون بیاید و به زندگی اصلی روی بیارید. رمانها همراه با خیالپردازی ذهنی هست و شما رو از زندگی واقعی و زندگی روزانه دور میکنه. هنوز جوانید و کلی آینده دارید. بگذارید کنار اون رمانها رو. به آینده و کنکور و درس و خانوادتون برسید. دعا میکنم حالتون خوب بشه. نماز رو هم شروع کنید و خدا معذرتخواهی کنید و زندگیتون رو تغییر بدید.
هانیه خوناب شفق مهمان
1403/03/15
یازده سالگی خیلی زوده واسه خوندن رمان ،عزیزم من تو قسمت ارسال سوال مطلب جواب داده بودم حالا اینجا هم می نویسم ،دوستان خیلی خوب راهنمایی کردن ، کتابهای آموزش هنر نقاشی و خوشنویسی و کاردستی زود تاثیرش رو میزاره ، رمانهایی که در دست داری بسوزون ، تو فضای مجازی هم سراغ رمان نرو. حتی داستان ، بجاش کتابهایی که نوشتم تهیه کن ،نمازت رو حتما دوباره شروع کن هر چند سختت باشه، اصلا احساس گناه نکن ولی سعی کن ذهنت رو کنترل کنی ،طناب زدن ،نقاشی، توپ بازی رو پیشنهاد میدم بیشتر نقاشی رو ،خودم کارم نقاشیه ،
مهندس منطقی مهمان
1403/03/15
سلام خانم جوان؛ ببینید از تأثیر رسانه نباید غافل شد. حتی همین رمانی که شما میخونید یک جور رسانه به حساب میاد. هرچیزی که به مغز شما مفهوم و پیامی منتقل کنه میشه یک رسانه! حالا اون چیزی که در مقابل این حالت معنا و اهمیت پیدا می کنه، داشتن سواد رسانه ای هست! اینکه یعنی شما بدانید و بفهمید دارید از کجا ضربه میخورید و از چه چیزی سود می برید. به این معنا که اگر از اول از تأثیر مخرب این داستان ها اطلاع داشتید کلا سمتش نمی رفتید.
چرا رمان خوندن را با یک تفریح دیگه جایگزین نمی کنید؟ همونطور که اعتیاد به فضای مجازی بده اعتیاد به این نوع محتوای داستانی هم دست کمی از اون نداره. در این مورد فقط خودتون می تونید احساسات و تمایلاتتون را کنترل کنید. به خودتون تخفیفی در این باره ندید. سر خودتون را شلوغ کنید به طوری که حتی فرصت دنبال کردن داستان و رمان را نداشته باشید. بیشتر با خانواده و دوستان مورد تایید وقت بگذرونید تا از تنهایی و تمایل به رمان خوندن شما کم بشه. خوبه که نماز هم می خونید. تقویت ارتباط معنوی با خداوند هم خودش بسیار می تونه مؤثر باشه. راستی اگر علاقه شدیدی به کتاب دارید می تونید حیطه مورد مطالعه تون را عوض کنید. البته تا زمانی که به طور کامل از رمان خوندن دل نکندید سمت هیچ نوع کتابی به جز کتاب درسی نرید چراکه ممکنه مجدد وسوسه بشید. دور کردن خودتون از محیط و شرایط مطلوب داستان خواندن کمک فراوانی می کنه.
امیدوارم موفق باشید...
FaAh مهمان
1403/03/15
سلام عزیزم
مواردی که من به نظرم میرسه یکی اینکه خودت رو با کتابهای خوب دیگه مشغول کنی تا وقت نداشته باشی به سمت خواندن این رمانها بری اونوقت کم کم دیگه میتونی رهاش کنی. این رمانها با داشتن این صحنه ها باعث جذاب شدنشون میشن و اگه تو بتونی کتاب های با متن خوب و جذاب پیدا کنی تا جذب خوندنشون بشی خیلی به درد میخوره مثلاً کتاب« من زنده ام » خیلی متن خوبی داره. یا کتاب هایی بخون که بتونی بهتر خودت و جنس مخالف رو بشناسی متن کتاب « مردان مریخی و زنان ونوسی » در این زمینه خوبه. یعنی موضوع کتابهایی که میخونی باید برات جذاب باشه ولی صحنه دار و... نباشه. تا بتونی کم کم اینها رو کنار بذاری.

یا اگه میبینی که به هیچ عنوان نمیتونی کنار بذاری رمانهایی بخون که صحنه دار نباشه و فقط عاشقانه باشه که کم کم بتونی کلا بذاری کنار( البته این رو توصیه نمیکنم فقط اگه اصلا نتونستی کنار بذاری امتحان کن چون رمان های عاشقانه هم باعث درگیری عاطفی و فانتزی های عاطفی خواهد بود که اونم نتیجه خوبی نداره)
یا اینکه سعی کن خیلی دور و اطرافت رو شلوغ کنی یا بری ورزش و اگه تونستی یه حرفه خوب رو دنبال کنی اینطوری کم کم دیگه وقتت پر میشه دیگه وقت نمیکنی و یه مدت بگذره هم کلا این رمان‌ها برات جذاب نمیشه.
این دوران بیشتر یه دوره خاص هست که اگه بتونی با انجام کارهای مفید و به درد بخور بگذرونی یه مدت بعد دیگه اصلا نمیتونی رمان بخونی چه برسه به همچین رمانهایی. یعنی یه دوران پر از کنجکاوی هاست که باید سعی کنی به سمت خوب بکشونی تا تبدیل بشه به کنجکاوی های خوب و برای خودت هم مفید باشه.
با آرزوی بهترین ها 🌹
مهدی ح مهمان
1403/03/15
رمان‌های تصویری؟
سوال کننده مهمان پاسخ به مهدی ح
1403/03/16
خیر فقط متن
Z h مهمان
1403/03/15
۱_ اولین کاری که باید بکنی اینه که ببینی آیا از اینی که هستی بدت میاد یا نه؟؟
اگه آره خوبه اگه نه باید یه جوری این حس رو تو خودت به وجود بیاری،
۲_ بعدش تو دفترچه یادداشت گوشیت فواید و مضرات خوندن این نوع رمان ها رو بنویس که هم داشته باشی و هم کسی نخونتش.
تو پرانتز هم بگم
(اثر این کار با خود ا...یی هیچچ فرقی نداره،
تو هر مشکلی که به وسیله خود ا...یی برات به وجود بیاد با خوندن این رمان ها هم میاد، چه بسا بدترش، به جز این انقدر قوه تخیلیت می‌ره بالا که با یه رابطه عادی و معمول که بین همه زوج ها بر قراره ... نمیشی و تمایلات و تفکرات فول عجیب غریب درونت به وجود میاد و در کنارش نگاهت فکرت فوق العاده جنسی میشه به هر چی و هر کی نگاه می‌کنی، هر کاری که میخوای انجام بدی ووو..)

۳_ مرحله بعدی چیه؟؟
این حرف خیلی قشنگه:
مواظب افـکــارت بــــــاش که گفتــارت می شود، مواظب گفتــارت بــــــاش که رفتـــارت می شود، مواظب رفتـــارت بــــــاش که عــــادتت می شود، مواظب عــــادتت بـــــاش که شخصیتت می شود، مواظب شــخـصیتت بــــــاش که سرنوشتت می شود.
منشأ هر کاری از فکرِ، کنترل کردنشم خیلی راحت تر از کنترل کردن عادتیه که داری.
۴_مرحله بعد هم اینه که اصلاً سمتشم نری.
همین.
اینو یادم رفت بگم، سعی کن بیکار نباشی، آدم بیکار احتمال آلودگیش خیلی بیشتره.
مونا مهمان
1403/03/15
اول اومدم بگم سخت نگیر انقدرم مهم نیست
ولی اعتیاد اعتیاده دیگه تو هر سنی هم یه جوریه
و با توجه به شرایط آدما هم یه جوری پیش میاد
من تجربه ی خودمو میگم در مورد اعتیاد و اونم اراده ی قوی و پیش آوردن یه نیروی قدرتمند تره
مثلا بگی به خاطر مامانم به آخر آینده ام یا چیزی که خیل دوست داریو وسط بکشی به خاطر اون دیگه سمتش نمی رم
و مساله دوم جایگزین کردن اون با یه چیز دیگه است،وقتی حوصله ات سر میره باید یه چیز دیگه واسش پیدا کنی که بری اون کارو انجام بدی نه پای رمان بشینی
من خودم تو بعضی موارد موفق شدم با این روش بعضیاش نه، مثلا اعتیاد به اینترنت دارم فکر کنم، ولی وقتی سر کار میرم دیگه وقتی ندارم الانم که بیکارم زیاد میام فجازی