موضوعات پربازدید

مسائل پسران
مسائل دختران
زندگی مشترک
جدیدترین ها
منتخب مدیر

جستجو در خانواده برتر با گوگل

منطقیه که یه پسر دو سال منتظر دختر بمونه؟ (2)

  • 19:32
  • 275

سلام
من تو وبلاگ قبلی یه بار سوال پرسیده بودم که «منطقیه که یه پسر دو سال منتظر دختر بمونه؟» و همه عزیزان راهنمایی‌های خوبی کرده بودن و من تقریباً همه رو عملی کردم ولی باز هم نشد که اجازه خواستگاری داده بشه و باز هم اون خانواده گفتن صبر می‌کنند و مجدد امسال هم این اتفاق افتاد ولی باز هم این اتفاق به بن بست خورد (الآن شاید غیر قابل باور باشه ولی اتفاق افتاد) و من این دفعه آخر خیلی سعی کردم که جلسه خواستگاری گذاشته بشه ولی این سعی من باعث می‌شد که کم کم خانواده از هم دور بشن. پس باز هم بی خیال شدم ولی گفتم که کسی حق نداره دیگه حرفی از خواستگار بزنه و تموم شد. و خودم می‌دونم که این کار خانواده من اصلاً درست نبود ولی به عنوان یه دختر نهایت تلاشم رو کردم ولی نشد. البته شرایط نسبت به سال قبل خیلی فرق کرده بود و شرایط ما بهتر شده بود چه از نظر کاری چه از نظر خانوادگی. ولی باز هم نشد. 
و الآن شاید این سوالم خیلی مسخره به نظر بیاد و مطمئناً شاید شما بگید که قبلاً راهنمایی کردیم به حرفمون عمل کرد که الآن هم عمل کنه؟. ولی من خیلی سعی کردم ولی نشد و آخرش به این نتیجه رسیدم که شاید واقعاً این خواستگاری صلاح نیست. 
ولی من تو این مدّت مخصوصاً این یه سال اخیر ذهنم خیلی درگیر این مسئله شد و الآن بعضی وقت‌ها احساس بدی دارم و نمی دونم چه کار کنم که درست بشه این وضعیت با اینکه دیگه اون آدم هم در کار نیست ولی من دارم اذیت می شم. و نمی دونم چه کار کنم؟؟
و می‌دونم اصلاً ممکن بود این مورد به آخر نرسه و یا همون جلسه اول تموم بشه ولی کاش این اتفاق می‌افتاد که از هم متنفر بشیم نه اینکه من دچار این تردید بد بشم. البته این رو هم بگم که دفعه قبل گفته بودم هیچ دیداری اتفاق نیفتاده ولی امسال با توجه به حرف هایی که مادرم می‌گفت فکر کنم اون آقا من رو تو مراسمات مذهبی که تو محله مون بود من رو دیده بودن شایدم ندیده بودن و من فقط دارم تصور سازی می کنم. فقط می‌خوام بگم که این وسط خانواده من و من بودیم که بد کردیم. یا نمی دونم شایدم تنها فردی که اذیت شد من بودم. فقط می‌خوام که کمکم کنید. ممنونم.

مطالب مرتبط :


(کل 0 توسط 0 نفر)

(7) دیدگاه ثبت شده

دیدگاهتان را بنویسید

کد امنیتی رفرش
مهندس منطقی مهمان
1403/03/20
سلام بله پست شما رو خوب یادمه.
خب الان این منتظر موندن ها و حرف توی دهن بقیه انداختن ها چه سودی براتون داشت؟ فقط موقعیت های خوب خودتون را از دست دادید آخرشم هیچی به هیچی!
اگر شما و خانواده طرفدار ازدواج سنتی و اصولی هستید که این رفتارهای نادرست پس چی بوده؟
اومدیم و پسفردا شما ازدواج کنید و همسرتون از این قضیه اطلاع پیدا کنند. مطمئن باشید جز حساسیت چیزی براشون نخواهد داشت!
دو سال برای چی باید برای یک پسر یا دختر غریبه و نامحرم منتظر موند؟؟؟ از خانواده ها بعیده دامن زدن و اجازه دادن به چنین رویکردی!
سوال کننده مهمان پاسخ به مهندس منطقی
1403/03/21
سلام
ما هیچ گونه دیداری نداشتیم. یعنی اصلا جلسه خواستگاری اتفاق نیافتاد. و ما منتظر نبودیم که بگم باعث حساسیت خواهد بود. من تو پست قبلی گفته بودم که بخاطر شرایط خانوادگی و اینکه کسی رو الکی الاف نکنم به همه خواستگار ها جواب منفی میدادم. ولی خانواده این آقا بیخیال نشدن. و البته خانواده منم تصمیم درستی نگرفتن و رفتار درستی نداشتن. و هیچ کس از این جریان خبر نداره به جز خانواده من و خانواده اون آقا. و من درگیری عاطفی خاصی نداشتم. فقط نمیدونم چطوری توضیح بدم ولی اینکه خانواده ام بعد یه سال باز رفتارشون عوض نشد خیلی اذیتم کرد و هر وقت یادم می افته حس بدی میگیرم.
الان خودم همه این موارد رو می‌دونم که همه چی اشتباه بود و الان به دنبال راه حلم. و واقعا میگم که سخت کار کردم که همه چی درست بشه و الکی ذهنم درگیر نشه که در حق همسر آینده ام ( البته اگه ازدواجی باشه) نامردی نکنم. ولی با اینکه شرایط تغییر کرد ولی فکر خانواده ام تغییر نکرد. و من واقعا ناراحتم و هیچ کاری نمیتونم بکنم. و دنبال راه حلم. ممنونم که وقت میذارین.( ببخشید اگه جمله هام یکم بهم ریخته هست)
مهندس منطقی مهمان پاسخ به سوال کننده
1403/03/21
خواهش می کنم؛ بله شما قاعدتا نهایتا بعد از چند ماه یا یکسال باید این قضیه را خاتمه می دادید.
به هر حال گذشته و الان باید یک فکر اساسی کنید. زندگی در هر صورت ادامه داره و شما باید به فکر آینده باشید. حتما خواستگار های بعدی را در نظر بگیرید. مطمئنا چون وابستگی عاطفی نبوده، شما هم سریع تر با این موضوع کنار خواهید آمد. اگر هم برای خانواده مقدور هست باید به شکل غیر مستقیم به واسطه ها بگن که پذیرای خواستگار هستید. هرچیزی سن طلایی داره و پس از اون حتی اگر انجام هم بشه لطف سابق را نداره. ازدواج هم دقیقا همینه. در نتیجه سریع تر با خودتون کنار بیایید و زندگیتون را از نو پیش ببرید. با آرزوی موفقیت
محمدعلی مهمان
1403/03/20
سوال اینه منطقیه یه پسر ..... اگه این باشه که بستگی به اون پسر داره من اگه یکی تو فامیلمون باشه و همه جور از دختر خوشم بیاد و بی احترامی و زدگی نبینم از رفتن چندباره خواستگاری و درخواست دادن ناامید نمیشم .
خب در مورد دیدن و تصورسازی این نیاز به ترک و مشاوره رفتن داره فکر کنم ‌.
توصیه کلی و برداشت من اینه
دخترا جای اینکه سخت بگیرند اول سر مسائل فرهنگی صحبت های دوطرفه و غیره کمی بعد عاشقی ذهنشون را کنترل کنند تا در دام پسرهای مخ زن که اول دختر را عاشق خودشون می کنند بعد هرکاری خواستند می کنند نیفتند ... این توصیه کلی بود .
سوال کننده مهمان پاسخ به محمدعلی
1403/03/21
سلام
من واقعا سخت نگرفتم. یعنی اصلا دیداری با هیچ خواستگار نداشتم که بخوام سخت بگیرم. شرایط خانوادگی اجازه نمی‌داد یه نفر دیگه رو هم درگیر کنم( البته این نظر خانواده ام بود و نظر من متفاوت بود ولی بخاطر خانواده قبول کردم) من تنها تقصیری که داشتم این بود که به خانواده ام پشت نکردم بخاطر خواسته های خودم.
فکر نکنم اون آقا هیچ حسی به من داشته باشند که بخوان بخاطر من صبر کنند بنظرم ایشون فقط بخاطر حرف خانواده قبول میکردن که صبر کنند. هر چند با اون خانواده با بی احترامی رفتار نکردیم ولی بنظر من همین منتظر موندن مطمئنا باعث کلی کدورت شده.
ولی بعضی وقتا واقعا دست من نبود شرایط. اگه میخواستم خواستگار قبول کنم باید قید خانواده ام رو میزدم که نتونستم.
و البته الان همه چی تموم شده. ولی من نمیتونم با مشاور در این مورد حرف بزنم بخاطر همین اینجا مجدد پست گذاشتم.
ممنونم که راهنمایی ام میکنید.
هانیه خوناب شفق مهمان پاسخ به سوال کننده
1403/03/21
الان عمده مشکل شما چیه،ترس شما از چیه ،واضح تر بفرمائید،
سوال کننده مهمان پاسخ به هانیه خوناب شفق
1403/03/25
سلام ببخشید من یکم ذهنم بهم ریخته. و فقط میخواستم با مشورت گرفتن از شما عزیزان ذهنم رو جمع و جور کنم. در واقع خودمم نمیتونم واضح بیان کنم که چی می‌خوام. بازم ممنونم.