موضوعات پربازدید

مسائل پسران
مسائل دختران
زندگی مشترک
جدیدترین ها
منتخب مدیر

جستجو در خانواده برتر با گوگل

من دارم تو این زندگی می سوزم و اون لذت می بره

  • 19:35
  • 321

با سلام 
اعضای خانواده برتر با نظرات تون من رو راهنماییی کنین ممنون می شم.
من مدتی هست که با شوهرم ازدواج کردم و ایشون ۵ سال از من بزرگ‌تر هستن. اگه بخوام واقعی و دقیق تر بگم تا شما هم دقیق‌تر نظر بدین اینکه؛ من از یک خانواده با سطح بالا و وضع مالی خانوادگی خوبی هستیم و اعضای خانواده م همگی دارای تحصیلات عالیه و خودمم کارشناسی ارشد دانشگاه تهران ولی شاغل نیستم و در محل بالایی در شهرمان زندگی می‌کنیم و بسیار اصیل و موفق و آبرومند هستیم و ما رو می شناسن، اما همسرم سطح خانوادگی پایین و اعضای خانواده شون تحصیلات دانشگاهی ندارن ولی همسرمن لیسانس و معلم هستن و در محل پایین شهر هستن. حتی زمانیکه ازدواج کردیم همه اعضای خانواده اش و دوستانش و همکارانش تعجب کرده بودن از این ازدواج که چه طور تونستی با این خانم ازدواج کنی؟ من فکر کردم این آقا انسان مذهبی و معتقد و سالمی هستن و برای همین به وضعیت مالی اهمیت ندادم ازدواج ما سنتی بود و من هرگز اهل دوستی نبودم.

شوهر من روز خواستگاری گفت خونه دارم و ماشین دارم اما اما بعد از ازدواج متوجه شدم نه تنها خونه و ماشین نداره حتی ترس از رانندگی داره و نمی تونه پشت فرمون بشینه و حتی بعدها فهمیدم قبل از خواستگاری عملی انجام داده که دیگه نمی تونه بچه دار بشه و این مورد رو هم از من پنهان کردن ولی من بر اساس آزمایش‌ها سالم هستم و می تونم مادر بشم.

میگه نمی خوام خونه و ماشین و چیزهای دیگه رو فراهم کنم چون هیچ وارثی ندارم چون بچه دار نمیشه و خونه نمیاد همه حقوقش رو صرف خانواده‌ی خودش می کنه و وقتی به خانوادش گفتم اهمیت ندادن اما اما چون من از یک خانواده موفق و بسیار بسیار بسیار آبرومند و اصیل و مذهبی هستم و همیشه خدا رو مد نظرم دارم و از چوب خدا می‌ترسم نمی تونم هیچ کاری کنم (مثلاً جدا بشم از شوهرم) و برای اینکه غرور شوهرم شکسته نشه به هیچکس نگفتم نمی تونه بچه دار بشه و چون شوهرم می دونه مدام میگه تو به خاطر اعتقادات و آبروی خانوادت نمی تونی جدا بشی و برای همین اذیت می کنه و همیشه میگه می‌خواستم از یک خانواده آبرومند و موفق زن بگیرم تا نتونه جدا بشه چون این جور خانواده‌ها آبرو و اصالت شون براشون مهمه و همه جوره تحمل می کنن.

من دارم تو این زندگی می سوزم و اون لذت می بره چه کار کنم؟ هنوز به خانواده م نگفتم

مطالب مرتبط :


(کل 0 توسط 0 نفر)

(9) دیدگاه ثبت شده

دیدگاهتان را بنویسید

کد امنیتی رفرش
کاربر مهمان
1403/03/26
سلام به هر حال هر زندگی ای مشکلاتی داره و الان شما متعهد شدید مگ قرار این دنیا لذت برد؟! دو نفر وقتی ازدواج میکنند برای رشد و تکامل هم پیمان می‌بندد شما غیر مستقیم و با حفظ اقتدار و احترام میتونی با همسرت صمیمی بشی و انجام تکالیف و نکاتی ک در قبال شوهر گفته شده ارتباطتتون خوب کنی ک آن شآءالله چه از نظر خونه و ماشین اگر در توانش هست تامین بشین حتی اگر بچه هم ندارید به هر حال سی سال زندگی خودتون دارید اما خب شرایط خرید این ها با حقوق معلمی صبر خودش رو میخواد در ارتباط با بچه ها هم توسل کنید یکسری کارهای طب سنتی و اسلامی رو انجام بدید. توکلتون بر خدا باشه،قطعا زمینه رشدی از این شرایط برای شما هم هست و دلسوزانه همسرتون هم کمک کنید، از مطالب تنها مسیر آرامش حسینی هم میتونید نگاهی داشته باشید
نبات مهمان
1403/03/22
اینهمه بهت دروغ گفته و همچین چیز مهمی ازت پنهون کرده
بعد تو میتونی این حجم دروغ و ریا رو تحمل کنی اسمتم میذاری اصیل
محمد مهمان
1403/03/22
متوجه نشدم چرا نمیتونه بچه دار بشه؟!
هانیه خوناب شفق مهمان پاسخ به محمد
1403/03/22
جراحی کردن عقیم شدن
هانیه خوناب شفق مهمان
1403/03/21
"من دارم تو این زندگی می سوزم و اون لذت می بره چه کار کنم؟ هنوز به خانواده م نگفتم"
ازدواج نکردی که بسوزی ،ازدواج کردین که با کمک هم زندگی رو پیش ببرید ، فقط یه سوال چقد ایشون رو دوست دارید ،اصلا دوست داشتنی در کار بود ،یا هول هولکی رفتین سر خونه و زندگیتون
به نظرم بهتره به دلت رجوع کنی ،ببینی تا حدودی می تونی بسازی ،نه اینکه بسوزی
اخلاقشون چطوره خوبه یا ....
اینکه تو قید دنیا نیستن خوبه اما اگه به کل نباشن مشکلی وجود داره
ولی میگم ببین زندگی رو با ایشون تا کجا می تونی پیش ببری ،
ان شا الله که به پای هم خوشبخت بشید ❤
مهندس منطقی مهمان
1403/03/20
موقع ازدواج چشم و گوشتون چی میدید و می شنید؟ الان به فکر افتادید؟ شناخت کامل نداشتید که الان دچار مشکل شدید. الان واسه چاره اندیشی یکم دیره بی تعارف.
الان دیگه تعریف از خود و اشاره به نقاط ضعف طرف مقابل دردی را دوا نمی کنه.
وقتی اصل هم کفو بودن را رعایت نمی کنید و درگیر جملات کلیشه ای میشید همین میشه. قابل توجه همه دوستان: وقتی که دنیا ها از هم دور باشن چنین مواردی پیش میاد! هرکسی باید با یکی مثل خودش ازدواج کنه ولاغیر.
توصیه ام به شما اینه با یک وکیل و مشاور صحبت کنید و راهنمایی بگیرید. موفق باشید
هانیه خوناب شفق مهمان پاسخ به مهندس منطقی
1403/03/21
"قابل توجه همه دوستان: وقتی که دنیا ها از هم دور باشن چنین مواردی پیش میاد! هرکسی باید با یکی مثل خودش ازدواج کنه "

عالی و دیگه حرفی نمی مونه
کارنامه مهمان
1403/03/20
بنظرم شما باید با پدرومادرتون صحبت کنید و ازونها کمک و مشورت بخواید. خانواده خوب و مودبی دارید و میتوانند بهتون کمک کنند. با همسرتون هم باید حرف بزنید و راه حل بخواید. این موضوع رو پنهان بگذارید و همینطوری ادامه بدید جایی نمیرسید. تکلیف خودتون رو مشخص کنید.
فرناز مهمان
1403/03/20
واقعا چیز به این مهمی رو بهتون نگفته و شما ریلکسید؟
شاید اخلاق درست بشه ولی وقتی بچه دار نمیشه و هیچوقت شما نمیتونی طعم مادرشدن واقعی رو بچشید.
من خودم اصلا این موضوع برام قابل تحمل نیست و این حجم از دروغ در شروع زندگی...
فکر کن حسابی... زندگی به چه قیمتی... یک عمرررر میخوای زندگی کنی...