موضوعات پربازدید

مسائل پسران
مسائل دختران
زندگی مشترک
جدیدترین ها
منتخب مدیر

جستجو در خانواده برتر با گوگل

شوهرم غیرتی شده منو با کتک و رفتارش بیچاره کرده

  • 21:28
  • 375

کلاً دو هفته ست رفتارش تغییر کرده 
من ۲۱ شوهرم ۲۹ سالشه
پریشب خونه مادرشوهرم شام دعوت بودیم عین هر شب می خواست بره باشگاه گفتم حالا که شام دعوتیم باشگاه نرو امشب زشته سر شام برسیم گفت چیه تو به من شک دادی حالا که این طور شد خونه مادرمم نمی ریم به مامانش زنگ زد که زنم مریضه نمی تونیم بیاییم بعد اونم گفت من شام درست کردم گفت نه زنم حالش خوب نیست نمیاییم مجبورم کرد گوشی بگیرم خودم بگم حالم خوب نیست 
بعدشم داد و بیداد کرد که تو شکاکی و فلان رفت باشگاه تا فرداش نیومد 
منم ساعت ۶ صبح طبق معمول رفتم سرکار بعد اون خودش صبحش اومده بود خونه لباساش رو پوشیده بود رفته بود اداره 

منم چون دلم گرفته بودم به دوستم زنگ زدم با اون درد و دل کنم گفت خب ادارت تموم شد بیا بریم بیرون بعد من با دوستم رفتم بیرون گوشیم شارژش تموم شد خاموش شد منم از دست شوهرم خیلی عصبانی بودم که از شبش ول کرد منو تنها توخونه تا صبح نیومد 
به دوستم زنگ زد وقتی با هم بودیم گفتم ولش کن جوابش رو نده چون گوشی من خاموش شده بود 
مترو شلوغ بود من بین ساعت ۹ وربع تا ۹ و نیم رسیدم خونه مون 
همین که وارد خونه شدم دیدم مثل برج زهرمار نشسته اولش گفت کدوم گوری بودی منم گفتم همون گوری که تو دیشب تا صبح بودی بعد گفت دهن گ... منو باز نکن یه کار می‌کنم پشیمون شی منم گفتم من با دوستم بودم گفت چرا گوشی رو برنداشت گفتم به خدا با همون بیرون بودم رفتم درد و دل کنم باهاش گفت داری دروغ میگی گفتم فکر کن دارم دروغ می گم نیازی نمی بینم بهت اثبات کنم 
آخر شبم که اومد من تواتاق خواب بودم گفت گم شو از اتاق بیرون دلم نمی خواد پیشت بخوابم 
بعدم سرکارم گفت با خودم میری با خودم میای صبح که رفتم بیدارش کنم گفت لازم نکرده بری گفتم خودت گفتی با خودت برم بیام گفت نشنوم صدات رو می خوام بخوابم 
بعدشم بیدارشد خودش رفت سرکار یه ساعت بعدش درو هم فقل کرد گوشیمم برد منم نمی تونم به کسی زنگ بزنم بعدش ساعت ۳ اومد خونه نشسته سر گوشیش جواب سلام منم نداد
حالا درسته منم کارم اشتباه بود که به دوستم گفتم جوابش رو نده ولی اونم خیلی شلوغش کرده 
الآن هم مثل برج زهر مار نشسته پای گوشیش 
بعد الآن هم اصلاً نمی ذاره من حرف بزنم 
صبحم گفتم حداقل بزار سرکارو برم بی خبر که نمیشع نرم گفت دلت می خواد دوباره مثل دیشب بشم بدتر بزنمت
دیشب دوستش اومده بوده دم خونه باهاش کار داشته می خواسته یه سند بهش بده بعد گفته بیا بالا گفته نه خانومت هست مزاحم نمی شم اینم گفته نه نیومده بیرونه 
دوستشم گفته تو زنت الآن ساعت ۹ بیرونه تنها من اگه زنم ۹ خونه نباشه جرش می دم این رو بدترش کرده میگه یعنی این قدر بی غیرت شدم که دوستم باید این حرفو به من بزنه حرف دوستش این رو بدتر کرده
الآن هم صبح پاشد رفت حلیم گرفت مثل این وحشی‌ها در اتاق خوابو باز کرد گفت بیا حلیم گرفتم گفتم نمیام گفت اون رو سگ منو بالا نیار به درک که نمی خوری لیاقت نداری بعد گفتم نمی‌بینی چی کارم کردی کبودی‌ها رو نمی‌بینی گفت حقت بوده از این به بعد وضعیتت همینه تا وقتی که آدم بشی 🥺

مطالب مرتبط :


(کل 5 توسط 1 نفر)

(17) دیدگاه ثبت شده

دیدگاهتان را بنویسید

کد امنیتی رفرش
حسین مهمان
1403/03/22
یه بچه نادان و ن*** هست با این ک خودم مرد هستم ولی حالم بهم خورد ازش
فرناز مهمان
1403/03/20
عزیزم تا حالا شوهرم منو کتک نزده تا بتونم درکت کنم البته حرف و بی احترامی زیااااد تا دلت بخواد...
یکی دو بار تو دوران نامزدی آروم زد به صورتم به حالت شووخی و من بشدت باهاش برخورد کردم و گفتم کارشو تکرار نکنه چون حتی از شوخیشم متنفرم...
حالا بماند.
اینجور که از حرفات پیداست هنوز بچه ندارید. و بنظرم فعلا اصلا به فکرش نباش...
کاش مینوشتی چه مدته که باهم هستید.
ولی در کل کاش اون موقع که حلیم خریده بود میرفتی و همراهیش میکردی... حرف بزن باهاش آروم و با منطق بدون لجبازی و قهر و تلافی کردن و...
درسته میدونم کتک خیلی آزاردهندست... ولی خب اون میخواسته بحث رو تموم کنه.
ببین فعلا بنظرم باهاش اوکی شو ، اما اگه اینجور رفتارها ادامه داشت باااید یه فکر جدی بکنی...
چون طبیعی نیست.
اینکه نذاره بری سرکار، اینکه کتک بزنه زندانیت کنه و...
فقط حواست باشه بچه دار نشی... چون اون موقع تصمیم گرفتن برات خیلی سخت میشه . نمیدونی بمونی یا بری...
غریب آشنا مهمان
1403/03/20
درمورد لج و لجبازیهاتون و خشم همسرتون که قطعاا کار مشاوره، درباره خشونت فیزیکی هم حتما پرونده تو پزشکی قانونی باز کنید و تمامی کبودی هاو... رو نشون بدید تا ثبت کنن.
هانیه خوناب شفق مهمان پاسخ به غریب آشنا
1403/03/20
با احترامی که برای شما و بقیه دوستان دارم ،
عرض کنم ،اگه کسی اومده اینجا وکمک می خواد به طبع کاملا واقفه که می تونست بره پیش مشاور و ازش کمک بخواد اما به دلایلی نمی تونه بره که اومده اینجا!!

هانیه خوناب شفق مهمان
1403/03/19
"الآن هم صبح پاشد رفت حلیم گرفت مثل این وحشی‌ها در اتاق خوابو باز کرد گفت بیا حلیم گرفتم گفتم نمیام گفت اون رو سگ منو بالا نیار به درک که نمی خوری لیاقت نداری بعد گفتم نمی‌بینی چی کارم کردی کبودی‌ها رو نمی‌بینی گفت حقت بوده از این به بعد وضعیتت همینه تا وقتی که آدم بشی 🥺"

😄😄😄ای جانم یه لحظه احساس کردم یه سکانس از فیلم رو داری میگی ...
ببین ایشون شما رو خیلی دوست داره ،اگه نداشت نمی گفت بیا حلیم بقولیم ،کاش با اون حالت میرفتی یه لقمه میقولدی،سر صبحانه زل می زدی تو جفت چشماش ،می گفتی تو که اینقدر هوای منو داری اینکارا واسه چیه ،مگه من همسرت نیستم ،من نزدیکترم یا دوستت ،چطور دلت اومد منو بزنی ،منم دختر یه پدرم ،منم آرزو دارم و با هزار امید پا گذاشتم خونه ت ،کاری کردم بهم شک داری ،میشه حرف بزنی بگی چی تو اون دلته ،شاید حواسم نبود یه حرفی زدم تو ازم دلگیر شدی ،آخه چرا زدی این قلبمو شکوندی ،من بهت دل دادم که این کاررو سرش بیاری ، من الان تاوان چی رو دارم میدم ،بعد گریه می کنی ،ومنتظر می مونی ،اگه دیدی اونم منقلب شد پا میشی از پشت بغلش می کنی ، یه جوری که اشکاتون قاطی هم بشه، میگی دوست دارم تا ابد پیش هم بمونیم بدون هیچ ناراحتی و دعوایی ،اونم حتما منقلب میشه یه چیزی میگه،

ولی یه چیزی رو خواهرانه میگم هیچ کدومتون نذارین حتی نزدیکترین کستون تو زندگی خصوصی شما دخالت کنه حتی به حرف ،
اینو با یه ترفندی برسون،حیفه که زندگی که با هزار امید و عشق و آرزو شروع شده با یه تلنگر به ویرانه تبدیل بشه ،
عزیز دلم خوشبختی شما آرزوی قلبی ماست .❤
غریب آشنا مهمان پاسخ به هانیه خوناب شفق
1403/03/20
ای کاش کمتر رمان بخونید://
هانیه خوناب شفق مهمان پاسخ به غریب آشنا
1403/03/20
چرا همچین فکری کردین ؟ کمتر رمان بخونم ؟😕
منظور شما رو اصلا متوجه نشدم ،

هانیه خوناب شفق مهمان پاسخ به غریب آشنا
1403/03/20
اصلا متوجه منظور شما نمی شم ،
رمان کمتر بخونم ،😕
از کجا به این نتیجه رسیدین من اهل رمان خوندنم ،😄
چه حرفا
Iheydar مهمان پاسخ به غریب آشنا
1403/03/22
ای کاش در حرفامون هوای دل بقیه رو هم داشته باشیم؛ خدایی ناکرده کسی رو ناراحت نکنیم چون واقعا زبان تیزتر از شمشیر میتونه باشه
الهه مهمان پاسخ به هانیه خوناب شفق
1403/03/23
همسرش دست بلند کرده بعد شما میگی دوستت داره؟!
قهر نکنه و بره باهاش صبحانه بقوله؟خخ
ایشون باید اونقدری جدی برخورد کنه که همسرش بار اول و آخرش باشه من خودم همسرم یک بار دستمو پیچوند قسم خوردم یکبار دیگه تکرار شه بدون فوت وقت طلاق میگیرم و واقعا هم اینکارو میکنم
زن کیسه بوکس نیست و اگر به هر دلیلی مورد خشونت قرار بگیره باید از حقش دفاع کنه و به هیچ عنوان با سکوت و ساده انگاری موضوع به این مهمی رو به عادت برای همسرش تبدیل نکنه
هانیه خوناب شفق مهمان پاسخ به الهه
1403/03/23
"قهر نکنه و بره باهاش صبحانه بقوله؟خخ"
آله😄 چون بعد دعوا اولین فرصتی بود که می تونستن باهمدیگه حرف بزنن که چی شده که آقا دو هفته س که اخلاقش بد شده، باید از فرصتها استفاده کرد باید تیز بود ،همون موقع بهترین فرصتی بود که میشد فهمید قضیه چیه ،متوجهین ؟
الان که از روش زمان گذشته هر دوطرف می تونن یه جورایی ماست مالی کنن قضیه رو ،
در ثانی ،طلاق آخرین گزینه س ،وقتی میشه با حرف مشکلات رو حل کرد چرا طلاق،
من نمی گم زن باید کتک بخوره ،خودم زنم !، همجنسامو می فهمم ،بعدش میگه نمی زاره برم سرکار اما یه عده میگن برو پیش مشاور ! حالا حرف من خنده دار یا اونا
پس بهتره یکم ارومتر بشن و با همدیگه حرف بزنن ،اگه نتونستن با هم حل کنن قضیه رو اونوقت یه راه پیدا کنه بره پیش مشاور ،


محمدعلی مهمان
1403/03/19
شما زن خوبی هستی چون وقتی همسرت دست روت بلند کرد قهر نکردی بگذاری بری خونه بابات یا درخواست طلاق بدی ‌. ولی خب سیاست مدار هم نیستی ... همسر شما متوجه کارهای ناخودآگاهش نیست شما هم نباید به خاطر کارش تا دیر وقت جواب نمی دادی و کوتاه میومدی.
میشه بگی تو دوران نامزدی رفتارش باهاتون چطور بود ؟
مهندس منطقی مهمان
1403/03/19
سلام کار ایشون خیلی بد بوده و واکنش شما هم بدتر!
زندگی مشترک جای تلافی نیست! تا دیر وقت بیرون بودن شما و بدون کسب اجازه از همسر با دوست قرار گذاشتن کار درستیه؟ به فرض گوشیتون هم خاموش شده باشه. توی عصر ارتباطات اینقدر خبر دادن به شوهرتون کار سختیه؟ ضمنا آیا دوستتون باید به شما بگه جواب شوهرت را بدی یا ندی؟؟ کمی تفکر!!!
به هر حال سعی کنید با شوهرتون صحبت کنید و ترجیحا مشاوره هم برید اگر مقدوره.

یاد بگیریم همیشه اشتباهات دو طرف را ببینیم. هیچ آتشی را تا بادش نزنی بی دلیل شعله ور تر نمیشه.
موفق باشید
مونا مهمان
1403/03/18
قبلا این داستانا رو باور نمیکردم الان باور میکنم
درسته یه،طرفه نمیشه قضاوت کرد ولی این مردا سطحی در حد یک **** هستند دهن بینن و فرقی هم نمیکنه تو چه سن و سالی باشن،شمام فکر کن باید ***** رو بزرگ کنی
و سر این مردا باید
و هزارتا سیاست در اورد ،که اگه بلد نباشی یکی بلده و درمیاره و زندگیت می ره (انقدر هم پررو هستن که قدر زن صالح و صادق رو نمی دونن و وقتی فریب میخورن میگن کید زنا عظیمه)و پیر و کور شد به پاشون و منت و نازشونو کشید و عصبانی نشد و شکم و زیر شکمشونو سیر کنی این کارو کنی میشه مثل روز اول

یه زمانی میگفتم **** میکنه مردی رو زنش دست بلند میکنه و نباید زیر یه سقف موند باهاش الان می بینم باید در عین حالی که داری زیر چشم کبودتو مرهم می زنی و اون دستش هنوز از اون کتکش گرمه باید بلند شد و ناز اون **** هم کشید وگرنه پس فردا باید منتظر بدترش بود
طلاق هم بگیری چقدر شانس هست که بعدی خوب باشه؟
هرچند که پیش مشاوره رفتن هم خوبه که تشخیص بده این طرف چقدر ارزش داره که عمرشو باهاش بگذرونی یا اشتباهاتو اصلاح کنی
به آقای نجفی مهمان پاسخ به مونا
1403/03/19
جناب نجفی سلام؛ ادبیات و کلمات این خانم (مونا) پسندیده نیست و حساسیت زا خواهد بود. لطفا طبق روال قبل، بررسی محتوای نظرات هم انجام بشه و امکان گزارش دادن باشه تا فضای اینجا هم مثل قبل از حاشیه و پرخاشگری به دور بمونه. ممنون میشم
FaAh مهمان
1403/03/18
سلام
این پست واقعیه واقعا ؟؟؟
مگه همچین آدمی الان وجود داره ؟
بعضی وقتا ازدواج هم ترسناک میشه ها.
مگه اینکه آدم بگه باشگاه نرو مهمونی دعوتیم معنی شک داشتن میده؟؟
من اصلا متوجه نمیشم کجاش به معنی شک داشتن هست.
من اصلا نمیتونم حرفی در این مورد بزنم چون اگه چیزی بگم ممکنه بیشتر باعث دوری تون بشه.
چون به شدت اعصابم بهم ریخت.
امیدوارم که راه های درست رو انتخاب کنی.
فقط بنظر من مردی که روی همسرش دست بلند می‌کنه نیم مَردَم نیست چه برسه به مرد.
FaAh مهمان پاسخ به FaAh
1403/03/19
سلام مجدد
ببین عزیزم مثلا من دیروز عصبانی بودم و واقعا هر حرفی میگفتم بیشتر باعث بدتر شدن شرایط شما میشد. شما هم سعی کن این عصبانیت هر دو نفرتون کم بشه و بعد کاملا این قضیه رو حل کنید.و اگه فکر می‌کنی ممکنه همسرت نخواد پیش مشاور بره اگه خواستید آشتی کنید براشون شرط پیش مشاور رفتن رو بذارید.
و بعد اینکه همه ناراحتی ها رفع شد به یه مشاور خوب مراجعه کنید اولش خودت تنهایی و از جلسه دوم با همسرت تا این قضیه عصبانیت و واکنش های موقع عصبانیت کاملا رفع بشه.
چون شما اگه الان بچه نداشته باشید و فردا بچه دار بشید دارید آینده اون بچه ها و روحیاتشون رو رقم میزنید پس مراجعه به یه مشاور خوب بهترین راه هست برای تصمیم گیری درست.
چون مثلا من خانمم و میام از شما طرفداری میکنم و یا یه آقا میاد از همسرت طرفداری میکنه و اینا بیشتر باعث بهم خوردن همه چی میشه تا درست شدنش.
پس یه مشاور می‌تونه بدون طرفداری از هر کدومتون راه درست رو پیش پای شما بذاره .
در آخر امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیری که خودت هم اذیت نشی.
با آرزوی بهترین ها 🌹