خانه / فرهنگیان / گزیده ای از مهمترین مطالب همایش سواد خواندن و نوشتن با حضور دکتر قاسم پور

گزیده ای از مهمترین مطالب همایش سواد خواندن و نوشتن با حضور دکتر قاسم پور

بخشی از مهم ترین نکاتی که جناب دکتر قاسم پور مولف کتب درسی فارسی دوره ابتدایی در همایش سرگروه های درسی و مدرسان سواد خواندن و نوشتن مناطق ۲۲ گانه استان هرمزگان بیان کردند:
۱ – آموزش زبان فارسی باید در زمان تدریس سایر دروس نیز مورد توجه قرار گیرد و محدود به زنگ های فارسی نشود.
۲ – در بخش های درک و دریافت و … کتاب فارسی نباید چیزی نوشته شود، اگر شما به عنوان معلم کلاس اصرار دارید که دانش آموزان بنویسند، نظر خودتان را اعمال کنید، اما به شرطی که نوشتن دانش آموزان منجر به اندیشیدن آن ها شود نه صرفا حفظ کردن آن چه شما به آن ها گفته اید.
هدف از ننوشتن در کتاب فارسی آن است که دانش آموزان وادار به فکر کردن شوند و در مسیری قرار گیرند که خلاقیت آن ها تقویت شود.

فرض کنیم شما جواب سوالات درک و دریافت درس اول را به آن ها گفتید و آن ها هم در کتاب فارسی جوابی را یادداشت کردند، اگر شما در ماه آبان آن سوالات را از آن ها بپرسید همان جوابی را خواهند داد که یادداشت کرده اند، در ماه آذر اگر بپرسید باز همان را تکرار می کنند و … !
اما اگر جواب سوالات را ننویسند، در ۷ ماه بعدی هر بار که از آن ها بپرسید جوابی متفاوت از آن ها خواهید شنید، و این یعنی خلاقیت.
۳ – زبان فارسی از دو بخش لفظ و معنا تشکیل شده؛
لفظ، فیزیکی است و با حواس پنجگانه قابل درک است. دریافت لفظ برای همه تقریبا یکسان است، وقتی به یک دانش آموز می گوییم از روی متن درس بخواند همگی دانش آموزان لفظ صادر شده را می شنوند و دریافت یم کنن، اما معنا ماهیت ذهنی دارد و بین دانش آموزان مشترک نیست چون هر دانش آموز ممکن است برداشت متفاوتی از آن داشته باشد.
وقتی یک جمله روی تابلو بنویسید و از دانش آموزان بخواهید آن را بخوانند، همگی تقریبا به یک شکل آن را می خوانند، این بخش *لفظ* زبان فارسی است. اما اگر از دانش آموزان بخواهید درک خود را از آن جمله بگویند پاسخ ها شباهت کمی نسبت به هم خواهند داشت، این بخش *معنای* زبان فارسی است.
۴ – چرا بچه ها نمی فهمند ما چه می گوییم؟!
چون انتظار داریم همان معنایی که در ذهن ما وجود دارد توسط دانش آموزان دریافت شود، در حالی که ممکن است از ابزار مناسب استفاده نکرده باشیم و یا دانش آموزان معنای اجزای الفاظ ارائه شده توسط ما را درک نکنند.
مثل همکاران پایه اول که با دانش آموزان دو زبانه مواجه می شوند و در پایه های بالاتر به خاطر محدود بودن دامنه ی لغات، معانی الفاظی که ما به کار می بریم قابل درک برای دانش آموزان نیست، فرض کنیم فرد متخصصی در یک زمینه دارد به صورت تخصصی در مورد یک موضوع برای ما سخنرانی می کند، طبیعتا آن متخصص الفاظی را به کار می برد که ما با آن ها بیگانه ایم، بنابراین درک نمی کنیم که او چه می گوید!
چنین حالتی ممکن است در کلاس برای دانش آموزان رخ دهد، با این حساب اگر دانش آموزان نمی فهمند ما چه می گوییم روش بیان خود را باید اصلاح کنیم یا این که سعی کنیم دامنه ی لغات دانش آموزان را گسترش دهیم.
یک اشتباه بزرگ در این زمینه نوشتن معانی کلمات زیر آن ها در کتاب فارسی است!
۵ – دانش آموزان را وادار به نوشتن معانی کلمات زیر آن ها نکنید، چون هر کلمه معنای متفاوتی می تواند داشته باشد. بنابراین معنای کلمه را در جمله از دانش آموزان بخواهید نه به صورت مجزا.
۶ – عناوین فصل ها و درس ها را سر لوحه ی تدریس خود قرار دهید، اگر از نظر شما محتوای دروس مناسب نیستند می توانید آن ها را تغییر دهید و از متون، اشعار و تصاویر دیگری استفاده کنید.
۷ – در ارزشیابی علاوه بر لفظ (روان خوانی) به معنا (درک متن) هم توجه کنید.
۸ – املا را محدود به کتاب فارسی نکنید. می توانید از متن های کتب دیگر هم املا بگیرید.
۹ – در املاء، اولویت با درست نویسی شکل رایج کلمه است، اما به معنی غلط بودن سایر شکل های کلمه نیست.
مثال:
دانشمند، دانش مند
بهتر است دانشمند نوشته شود اما اگر دانش آموزی دانش مند نوشت از او بپذیرید.

۰
avatar
  اشتراک  
اطلاع از